الفيض الكاشاني
149
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و پيش از اين حديثى گذشت در وجوب غيبت صاحبان بدعت و شكّ از براى آنكه « 1 » مردم از ايشان بپرهيزند . و از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمودند : آيا باز مىايستيد از بدگويى فاجر تا آنكه مردم ايشان را نشناسند ؟ ! بلكه بدىهاى او را ذكر كنيد تا مردم از او اجتناب كنند « 2 » . و در معناى غيبت خفايى هست كه مىبايد پرده از روى آن برداشت و « 3 » حقّ را ظاهر ساخت . از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مروى است كه فرمودند : مىدانيد كه غيبت كدام است ؟ گفتند : خدا و رسول خدا بهتر مىدانند . فرمودند كه : غيبت آن است كه ياد كنى برادر مؤمن را به چيزى كه هرگاه بشنود كراهت داشته باشد . گفتند : يا رسول اللَّه ! اگر آنچه ياد كرده باشيم در آن برادر باشد ؟ فرمودند : اگر در او يافت شود غيبت خواهد بود ، اگر در او نباشد بهتان بر او بسته خواهيد بود « 4 » . و در مصباح الشريعة از حضرت صادق سلام اللَّه عليه « 5 » روايت است كه فرمودند : صفت غيبت آن است كه ياد كرده شود شخصى به آنچه در نزد خداى عزّ وجلّ عيب نباشد و مذمّت كرده شود در او چيزى كه محمود باشد در نزد علما . و امّا مبالغه كردن در « 6 » غايبى به آنچه نزد خدا عيب باشد و ملامت بر صاحبش در آن چيز متوجّه باشد اين چنين غيبتْ غيبت نيست اگرچه « 7 » صاحبش هرگاه آن را بشنود كراهت داشته باشد
--> ( 1 ) . a - آنكه . ( 2 ) . كنز العمّال 3 : 595 ح 8070 . بحار الأنوار 72 : 232 به نقل از شهيد ثانى . ( 3 ) . a - و . ( 4 ) . أمالي الطوسي : 537 . مكارم الأخلاق : 470 . صحيح مسلم 8 : 21 . مسند أحمد 2 : 230 . ( 5 ) . سلام اللَّه عليه / s a عليه السلام . ( 6 ) . a s + ذكر . ( 7 ) . چه / a چو .